تبلیغات
اجتماع و من( شمس کیا)

اجتماع و من( شمس کیا)
یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت
سلام 
 حالم خوب است یعنی بد نیستم 
ذهنم به سختی مشغول است  واز دست بنده های خدا به خدا پناه برده ام  تا او چه خواهد (بیشتر نمی توانم توضیح دهم چون خیلی خصوصی می شود ومن هم خیلی تودار هستم) برای همین دست ودلم به وبلاگ نویسی ویا  دیدن فیلم وسریال 
  نمی رود  حتی فوتبال هفتگی را هم ترک کرده ام و کمی به خوراکی پناه برده و یک کم شکم اورده ام ....
 چیزهای خوب هم وجود داره اما  ....
12 ساعت با ادامه ماموریت من در مرکز استعداد های درخشان  خمینی شهر موافقت شد که نمی دونم    خوشحال بشوم ویانه 
12 ساعت موظفم بد نیست اما در روستا های خیلی دور است  مهرگان و بجگرد(پیربکران)
12 ساعت اضافه کاری غیر انتفاعی  را به امید  دولتی  رد کردم  وفکر  کنم  دولتی هم دارد منتفی می شود (یکی ادرس وبلاگم به یکی از این2 مدرسه  غیر انتفاعی بدهد تا  دوباره درخواست بدهند  خودم روم نمی شود(شوخی کردم )
 راستی دارم کلاس های توجیهی اجتماعی هشتم را به فلاورجان می روم ولی لبتابم را جلویم گذاشته ام  ودارم کارهای شخصیم را انجامی دهم
اخه مدرس همون پارسالی است  وحتی مطالبش  هم همینطور(باید ببینیم هدف از نگارش این کتاب چیه؟ چرا اجتماعی می خونیم / چرا تاریخ ایران؟ چرا کتاب ها ادغام شده؟  ) امروز در مسله ای گیر کرد گفت یادم رفته وحتما   باید  بروم تحقیق کنم یادم امد پارسال هم همین حرف را زد 

پی نوشت: اقا اضافه کارمدرسه دولتی درست شد


ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 شهریور 1393 توسط شمس کیا
درباره وبلاگ

چه بیهوده است
در پاییز
به بهار فکر کردن
shamskiam@yahoo.com
Blog Skin