تبلیغات
اجتماع و من( شمس کیا) - بدون شرح

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت

google-site-verification: googleb16b06fd186b60b2.html
Please support me
(لطفا از من حمایت کنید)
بدون شرح
نویسنده :
شمس کیا
تاریخ :
چهارشنبه 22 آذر 1396
زمان :
02:32 ق.ظ
نظرات () |

 روزی حکیم انوری در بازار بلخ می گذشت. هنگامه ای دید. پیش رفت و سری در میان کرد. مردی دید که ایستاده و قصاید انوری را به نام خود می خواند و مردم او را تحسین می کنند. انوری پیش رفت و گفت: ای مرد! این اشعار کیست که می خوانی؟ گفت: اشعار انوری. گفت: تو انوری را می شناسی؟ گفت: چه می گویی؟ انوری منم. انوری بخندید و گفت: شعر دزد شنیده بودم اما شاعر دزد ندیده بودم.
سال تولید نرم افزار نهم

 روزی حکیم انوری در بازار بلخ می گذشت. هنگامه ای دید. پیش رفت و سری در میان کرد. مردی دید که ایستاده و قصاید انوری را به نام خود می خواند و مردم او را تحسین می کنند. انوری پیش رفت و گفت: ای مرد! این اشعار کیست که می خوانی؟ گفت: اشعار انوری. گفت: تو انوری را می شناسی؟ گفت: چه می گویی؟ انوری منم. انوری بخندید و گفت: شعر دزد شنیده بودم اما شاعر دزد ندیده بودم.
سال تولید نرم افزار نهم




چه بیهوده است
در پاییز
به بهار فکر کردن
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

انگلیس , دنیا , ۹ میلیون ایرانی , تست , اجتماعی , احمدشاه , حیوان , ایران , احتکار , سال سوم ,